روستایی علاءالدین
به نام خدا
من ساعد سلمانی، زادهی سال ۱۳۸۱، فرزند جواد، از عاشقان ریشهدار خاک وطن و دلدادهی روستای پررمز و راز «علاءالدین»، این وبلاگ را با جان و دل برای معرفی گوشهای از زیباییهای ناب این سرزمین راه انداختهام. روستایی که نه فقط زادگاه نیاکان ما، بلکه گنجینهای زنده از تاریخ، فرهنگ و زبان کهن «تاتی» است.
روستای علاءالدین در حدود ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان کوثر (کیوی) در استان اردبیل قرار گرفته؛ جایی میان کوه و رود و درخت، میان ناطور در شمال، مشکول در جنوب و جنوب غرب، رودخانهی خلیفهچای در مشرق و امآباد در مغرب. اینجا، طبیعتش بکر، آوایش دلنواز و هوایش آغشته به تاریخ است.
پیشینهی روستا برمیگردد به اوایل دههی ۱۳۰۰، زمانی که چند خانوار از روستای تاتزبان «کجل» بهدلیل ظلم و ستم خان علیخان پروین، از آن دیار کوچ کردند. ابتدا ۵ خانوار بودند که بعدها تا ۲۵ خانواده رسیدند و در کنار مرقد بزرگمردی به نام شیخ علاءالدین عطاری قریشی سکنی گزیدند. روستا پیش از آن نیز سکونتپذیر بوده، اما مدتی متروکه شده بود. از آن زمان تا امروز، علاءالدین دوباره جان گرفت و ریشه دواند.
زبان مردم این دیار، زبان اصیل و دیرپای «تاتی» است؛ زبانی که از نیاکان آریاییمان به یادگار مانده و روزگاری در گسترهی آذربایجان، از قزوین و رودبار گیلان گرفته تا شاهرود خلخال و کجل، زبان رایج مردمان بود. زبانی که با همهی سختیها هنوز در علاءالدین زنده است و صدایش در لالایی مادران و گفتوگوی پدران میپیچد.
هرچند امروز بسیاری از اهالی به شهرها کوچ کردهاند، اما هنوز دلشان با دهات است. آنان که ماندهاند، با کشاورزی، دامداری، زنبورداری، گلیمبافی، جاجیمبافی و فرشبافی، چراغ خانههایشان را روشن نگه داشتهاند. اینجا، هنوز عشق به زمین و آسمان موج میزند.
من، ساعد سلمانی، با دلسپردن به این خاک و فرهنگ، تصمیم گرفتم روستایم را، زبانم را، مردمم را و هویتمان را آنگونه که هست به دنیا معرفی کنم. این وبلاگ روایتگر زندگی در علاءالدین است؛ از موقعیت جغرافیایی گرفته تا رسم و رسوم، از مظلومیت زبان تاتی تا دلیرمردانش، از کوه و رود و دشت تا افسانههای ماندگار شیخلَران.
با من همراه باشید، تا از دل کوههای خلخال، صدای تات دوباره طنینانداز شود.